چیزی نخواست - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
چیزی نخواست من زندگیمو پشت این در جا گذاشتمتنها نبودی، من تو رو تنها گذاشتممی‌بازمت تا فاتح این جنگ باشمشاید که دلتنگم شی و دلتنگ باشمرویای پروازو به من نزدیک کردیمات تو بودم تا بهم شلیک کردیمی‌خواستی عاشق کنی و خون بریزیحتی اگه دشمن بشی بازم عزیزیاون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواستدل بدی دل ب...
با من حرف بزن - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
با من حرف بزن مثل بچه‌ها گیر کرده‌ام وسط همان ثانیه‌ی شیرین و پر التهابی که تو داشتی حرف می‌زدی و من داشتم عمیقا لذت می‌بردم و یک لحظه چشم‌هام را بستم و در امواج اقیانوس آرام صدای تو، خودم را خوشبخت‌ترین آدمِ جهان دیدم و آرامش بود که از در و دیوار سرازیر می‌شد و اشتیاق بود که پی‌درپی در باغچه‌ی دلم ...
از چشم افتادن - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
از چشم افتادن از چشم افتادن می‌تونه خیلی قشنگ باشه. فکر کن تمامتو واسه یکی می‌ذاری، میدوئی، تلاش می‌کنی واسه بودنش، اولویتت می‌شه، می‌جنگی و بار ها شکست می‌خوری، شب های زیادی ناراحت می‌مونی و بازم توی قلبته. یهو یه روز یه کاری انجام می‌ده یا یه حرفی می‌زنه که تو کلاً نا امید می‌شی و از چشمت می‌افته....
دوام بیاور - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
دوام بیاور دوام بیاور؛در مقابل دوست داشته نشدن!در مقابل تغییر واکنش‌ها و رفتارها!در مقابل نادیده گرفته شدن و کنار گذاشته‌شدن‌های ناگهانی...تمرین کن روی هدف‌های خودت متمرکز شوی و آنقدر عمیق و حساب‌شده کارهای خودت را به سمت موفقیت‌های بزرگ و رضایت‌بخش پیش ببری که هیچ زمانی برای گلایه‌گزاری و دلخوری و ...
خسرو شکیبایی میگه - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
خسرو شکیبایی میگه ﻣﺎﻫﯽ ﻣﻮﻥ ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻪ ﺗﺎ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﺮﺩ ﺁﺏ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﮕﻪ ...ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺯﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻥ .. ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ، ﺍﻧﻘﺪ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﺧﻮﺍﺑﯿﺪ !!...ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﺴﺖ ﺑﺬﺍﺭﻣﺶ ﺗﻮﯼ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡﻭﻟﯽ ﺍﻻﻥ...
حال ما - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
حال ما حال ما خوب است ...خوب ؛ شبیهِ تمامِ بغض هایی که هنگام واکسن زدن به بازوی نحیفِ بچگی هایمان قورت دادیم و سری که چرخاندیم و مُشتی که محکم گرفتیم و چشمی که بستیم که مثلا یعنی ؛ نمی ترسیم !شبیهِ زخمِ عمیقِ زانویمان که زیر شلوار خونین و خاکی مان پنهان کردیم و لنگ لنگان و با تمامِ درد ، لبخند گشادی...
از تمام دنیا - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
از تمام دنیا دلم از تمامِ دنیا یک "کلبه ی چوبی" می خواهد ،میانِ جنگلی دور افتاده و سر سبز !کلبه ای قدیمی و دِنج ، که درهایِ ایوانش به سمتِ رودخانه ای خروشان باز شود ...کنارِ پنجره اش که نشستم ، یک کوهستانِ مه گرفته و با شکوه را ببینم و روح و جانم تازه شود ...شب هایِ تابستان ، رویِ پشتِ بامش دراز بکش...
سندروم شیشه خیار شور - تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 22:48
سندروم شیشه خیار شور یه سندرومی وجود ‌داره به نام سندروم «شیشه خیارشور».میگه وقتی می‌بینیم یه نفر داره زور می‌زنه تا درب شیشه خیارشور رو باز کنه، یه چیزی ته دلمون میخواد شیشه رو ازش بگیریم، چون فکر می‌کنیم ما توان باز کردنش رو‌ داریم. بعد که گرفتیم، یه عالمه زور می‌زنیم و‌ تازه می‌بینیم ما هم نمی‌تو...
تصمیم - تاریخ: 1403/4/29 ساعت: 21:39
تصمیم گرفتهام آرام باشم، دقت نکنم، متوقع نباشم، سخت نگیرم، ببخشم، نرنجم، به دل نگیرم، بگذرم، از یادببرم. تصمیم گرفتهام قضاوت نکنم، لبخند بزنم، مهربانی کنم، از کوره در نروم، صبور باشم، جسور باشم و گذرا به همه چیز نگاه کنم.تصمیم گرفتهام بروم، بدوم، ببینم، بشنوم، بشناسم، سفر کنم، حرف بزنم، انجام بدهم، ...
زنان تلاشگر - تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 15:49
من شیفتهی زنان تلاشگرم. زنانی که منتظر نماندهاند یک مرد از راه برسد و آنان را خوشبخت کند، زنانی که با تمام سختی، روی پای خودشان ایستادهاند، زمین خورده و بلند شدهاند. من شیفتهی لبخندهای معصومانه و تواَم با اقتدار زنانیام که بارهای سنگینتر از طاقتشان برداشتهاند و مسئولیتهای فراتر از توانشان به عهده گر...
اولین روز مدرسه - تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 11:58
ببینم پسر چرا گریه میکنی ؟ هیچی آقا اینجا کلاس اول دبیرستانه خجالت بکش ... دانش آموز با گریه : آخه آقا شما که نمی دونید ... چی رو نمی دونم ؟ آقا من دلم برای مادرم تنگ شده ! همه ی کلاس خندیدند و معلم گفت : چرا ؟ پاشوپاشو برو یه آبی به صورتت بزن ...اصلاً می خوای برو خونه پیش مادرت ... !!! باز هم خنده ...
از سر گذشت - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 13:44
حیف عمری که بگذره پای عشقای کوچه بازاریای قربون امام حسینی که نه تکرار شد نه تکراری═══════❖═══════اون که تب می کنه برا آدم براش بمیری سزاوارهدل باید بسپری به اونی که بلد باشه دل نگه داره═══════❖═══════حسین دعای مستجاب مادرم من از تو بگذرم کجا برمدچارتم تو چاره منیحسین غمت شروع سرگذشتمه نباشی روز درگ...
من قوی، شجاع، جسور، جنگجو - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:00
چشمهایم را میبندم، چند قدم دور تر میایستم، نگاه میکنم، به خودم! چقدر تنهاست! چقدر بیپناه، چقدر خسته! و چقدر در نهایت بیکسیاش، ادامه دهنده...به خودم نگاه میکنم و چقدر دلم میخواهد برایش کاری کنم، دلم میخواهد در آغوشش بگیرم، کسی را که هیچکس را ندارد و در اوج تنهاییاش، سعی دارد قوی باشد و زیر بار اندوه ...
سخت ولی میشه - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:00
سخت است، ولی تو باید حالت خوب بشود...تو باید از دلِ این اندوهِ زمینگیرکننده، خودت را بیرون بکشی، دوباره بلند شوی و روی پای خودت بایستی و تمام مسیرهای نرفته را بروی و تمام کارهای نکرده را بکنی و قوی باشی و نشکنی و نیاز به هیچکس نداشتهباشی.سخت است ولی تو باید تنهایی از پسِ همه چیز بربیایی و همه چیز را...
اسم - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 14:00
یه چی تو اسم تو هست که نفس من به تو وصلههرجا باشم کافیه اسمت بیاد حالم عوض شههمه چی قبل تو بد بود کی منو انقد بلد بودتازه فهمیدم همه حسای قبل از تو غلط بودرگ خواب دلم دست هیشکی جز تو نیست کهبمیرم نمیذارم یه شب چشم تو خیس شهتو تمام منی نمیدونی یعنی تا جدا شی ازممیگیره نفسم خود قلب منیکو تا پیدا شه یک...
داره بارون میاد - تاریخ: 1402/1/22 ساعت: 13:37
یه حسی دارم این روزا تموم شهر خوشحالنتو فکر یه شروع خوب برای اول سالنیه عطر آشنا بازم خیابونا رو پر کردهخبر دادن همین روزا بهار می خواد که برگردهزمستون بارشُ بسته، گلها از انتظار خسته انداره بارون میاد اما همه چتراشونو بستنزمستون بارشُ بسته، گلها از انتظار خسته انداره بارون میاد اما همه چتراشونو بست...
خودمُ دارم که - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 0:07
ته دنیا باشم تک و تنها باشم خودمُ دارم کهرو به روم سد باشه همه چی بد باشه خودمُ دارم کهخودمُ دارم که روزای تنهایی بزنه رو شونم بگه تنها نیستیوقتی که دلتنگم وقتی که دلگیرم بگه تا من هستم ته دنیا نیستیزندگی گاهی خوب گاهیم بد میشه نمیشه از قلبم غمُ بردارم کهاما تو هر حالی به خودم میگم خب همه رفتن باشه ...
از طرف خدا - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
عالم ز برایت آفریدم ، گله کردیاز روح خودم در تو دمیدم ، گله کردیگفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردی و خریدم ، گله کردیجان و دل و فطرتی فراتر ز تصوراز هر چه که نعمت به تو دادم ، گله کردیگفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشمبر بخشش بی منت من هم گله کردیبا این که گنه کاری و فسق تو عیان استخواهان ت...
کوه قاف - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
اَز وَقـتی کـه دیـدَمِـت دِلَـم آرومِعـاشِـق شُـدَمُ عِـشـق تـو چِـشـام مَـعـلـومِخـوب شُـد کـه تـو تـویِ فـالِ مَـن اُفـتـادیعـاشِـق شُـدَنُ فَـقَـط تـو یـادَم دادیدَسـتـامُ کـه مـی گـیـری دِلَـم مـی لَـرزهدَسـتـایِ تـو یـه دُنـیـا بَـرام مـی اَرزهایـن حـالِ قَـشَـنـگُ بـه چِـشـات مَدیـونَـممَـمـنـ...
نیست - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 16:19
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه ، از خیابانی که نیستمی نشینی روبه رویم خستگی در می کنیچای می ریزم برایت توی فنجانی که نیستباز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است ؟!باز می خندم که خیلی ...! گر چه می دانی که نیستشعر می خوانم برایت ، واژه ها گل می کنندیاس و مریم می گذارم توی گلد...